باغ برهنه
با توام ، با تو که دستت
دست دنیا ساز رنجه
با توام با تو که بغضت
معنی آواز رنجه
اگه یخ باد ستمگر
پی قتل عام برگه
اگه این باغ برهنه
باغ تاراج تگرگه
اگه بی پناهی گل
رنگ بی پناهی ماست
دستتو بذار تو دستم وقت پیوند درختاست
رو تن سخت درختا
بنویس و دوباره بنویس
که شکست یک شقایق
مرگ باغ ، مرگ باهار نیست
سلام
دنیا را بد ساخته اند ،
کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ،
کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری ،
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است
و زندگی یعنی این ...
سلامممممممممممممممممممممممممم واااااااااااااااای امروز روز خیلی خوبی بود امیدوارم روزهای
جمعه همه خوب باشه
بهار
سلام به بهار به شکوفه هایی که وقتی به انها می نگرم
یاد خوش روزهای زندگیم را یاد اورند
به لحظاتی که من و تو نیز مانند این شکوفه ها در حال شکفتنیم
هنوز تشنه ام هنوز از برف زمستانی سیراب نشده بودم که نمیدانم
چگونه بهار امد
ولی این را میدانم در بهار نیز میشود خود را سیراب کرد
بیا بمانیم در کنار این بهار که جز روییدن در ان هیچ نمیبینم
پ.ن:سال نو مبارک ایام به کامتان
اغوشت
نگاه ها...
حرفها...
بوسه ...
گرمی اغوشت ...
و شروع یک روز دیگر
شاید اینها همه بهانه است تنها برای در اغوش ماندنت...
و شاید هم میدانی دیگر تکرار اینها برام مشکل است...
نگو که میخواهی از صمیم قلب دوستم بداری...
نگو که تمامی حرفهایت از روی ترحم است .....
به خدا این روزها از ترحمت حالم به هم میخورد ...
ولی این را میدانم تو هنوز به من محتاجی...
شاید نوعی اعتیاد به در اغوش ماندنم است ...
ولی همین هم برایم کافی است .....