تبلیغات
دخترک
چهارشنبه 22 اسفند 1386

   نوشته شده توسط: دخترک    نوع مطلب :عمومی ،

اینها کافی نیست

خودت هم میدانی

اغوشت را تنها و تنها برای خودم میخواهم

نه برای خود خواهی و غرورم


شنبه 18 اسفند 1386

شروعی دوباره

   نوشته شده توسط: دخترک    نوع مطلب :عمومی ،

اینجا را تنها برای شعرهایم میسازم هر چند بعد از ان زلزله میهن بلاگی

 دیگر رمقی برایم نمیانده اما شروع میكنم و میدانم كه میتوانم

برایم حرف بزنید میدانم كه شما هم بیشتر از من به یك هم صحبت نیاز دارید


یکشنبه 27 خرداد 1386

قلم و قدرت

   نوشته شده توسط: دخترک    

پنداشت او قلم
 در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
می گفت
 اگر رها کنمش اژدها شود
 ماران و موری های
 این ساحران رانده وامانده را
فرو بلعد
می گفت
وز هیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه ارزد ؟
بر کرسی قضا و قدر
قاضی
 بنشسته با شکوه خدایان تندخو
تمثیل روزگار قیامت
انگشت اتهام گرفته به سوی او
برخیز
 از اتهام خود اینک دفاع کن
این آخرین دفاع
پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
می گفت
امان دهید
 تا آخرین سپیده
 تا آخرین طلوع زندگیم را
نظاره گر شوم
 پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود
 بر گرد گردنش اثری از طناب بود
و چشمهای بسته او غرق آب بود
 در پای چوب دار
هنگام احتضار
 از صد گره گرهی نیز وا نشد
 موسی نبود او
 دردستهای او قلمش اژدها نشد


یکشنبه 25 تیر 1385

آتش عشق

   نوشته شده توسط: دخترک    

 

 سوز جان بگذار و بگذر
اسیر وناتوان بگذار و بگذر
چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش بگذار و بگذر
 دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
 بر این دل هم نشان بگذار و بگذر
 مرابا یک جهان اندوه جانسوز
تو ای نامهربان بگذار و بگذر
 دوچشمی را که مفتون رخت بود
 کنون گوهرفشان بگذار و بگذر
درافتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذارو بگذر
به او گفتم حمید از هجر فرسود
به من گفتا : جهان بگذار و بگذر


شنبه 16 اردیبهشت 1385

امید وفا

   نوشته شده توسط: دخترک    

امید وفا

من آن کبوتر بشکسته بال در دامم
که بهر صید من این چرخ دانه ای نفکند
 مرا به همت آن مرغ آسمان رشک است
که رخت خویش به هیچ آشیانهای نفکند
به سیل حادثه تا خود نسازدش ویران
زمانه هیچ زمان طرح خانه ای نفکند
من آن غریب درخت کویر سوخته ام
که سنگ رهگذر از من جوانه ای نفکند
به غیر که وفا از پری رخان خواهم
به شوره زار کس از مهر دانه ای نفکند
 فرشتهای که خبرداشت از شراره عشق
چرا به من نگه عاشقانه ای نفکند ؟
حمید هیچ زمان شعر تازه ای نسرود
طنین نامتو تا در ترانهای نفکند


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7